تبلیغات
محــــــــــذور - پس از یک هوا آزردگی... من و تو مانده ایم فقط
محــــــــــذور

دل نوشته های یک: بر حذر داشته شده

بی سبب نیست سخن های میان من و تو

باز هم حادثه افتاده به جان من و تو

باز هم موجب ایجاد تلاطم شده است

سنگِ افتاده میان جریان من و تو

بعد از امروز جهان محو نگاه تو و من

بعد از امروز جهان در هیجان من و تو

گنجِ پنهان شده زیر سخن شاعر ها

می شود کشف در این عشقِ عیان من و تو

آسمان در اثر جهل زمین خورده ولی

مرتبط نیست به آن سود و زیان من و تو

هر چه در این کره ی خاکی پر خار و خس است

هست شایسته ی آتش به گمان من و تو

این جهان سبز ولی پوک وَ آفت زده است

مردمانش همگی آفت جان من و تو
...

پ.ن: قاعدتا باید ادامه می داشت. اما نمی دونم چرا به همین بیت ختم شد!
نوشته شد در 3 مهر 92 ساعت 20:12 علی کریمی دیـــــــــدگاه |



دستنوشته های یک حاضر شده محضور