تبلیغات
محــــــــــذور - دموع علی خدی
محــــــــــذور

دل نوشته های یک: بر حذر داشته شده

از این به بعد می خواهم 
وسط خیابان های شلوغ 
چهار زانو بنشینم
و دکمه های لباسم را
بالا پایین ببندم
و ماست را با برنج در بشقاب بریزم
شاید هم سیگار هایم را حتی
 سر و ته روشن کنم
و به این بیندیشم که 
واژه ها محصور ذهن ها نیستند
آه
چه قانون مبارکی
این که 
شاعر ها نمی توانند اعتصاب کنند... /

نوشته شد در 2 اردیبهشت 92 ساعت 20:11 علی کریمی دیـــــــــدگاه |



دستنوشته های یک حاضر شده محضور