تبلیغات
محــــــــــذور - جمله های معترضه
محــــــــــذور

دل نوشته های یک: بر حذر داشته شده

بسم رب الشهداء

تقدیم به همه ی آن هایی که سینه هایشان هنوز خس خس می کند از برای پاس داشت هر وجب از این خاک... نه ببخشید هر وجب از این اسلام! غزل زیر را از عباس احمدی بخوانید:

جمله های معترضـــــــه....

خواب دیدی شبی كه جلادان، فرش دارالخلافه ات كردند
گردنت را زدند با ساتور، به شهیدان اضافه ات كردند

می خروشیدی: این كه می بینید، شیمیایی ست مومیایی نیست
نه، ابوالهل ها نفهمیدند، متهم به خرافه ات كردند

چارده سال می شود... یا نه! چارده قرن، سخت می گذرد
بی قراری مكن خبر دارم، سرفه ها هم كلافه ات كردند

زخم و كپسول های اكسیژن، چه می آید به صورتت، مومن!
تو بدانی اگر كه تاول ها، چقدر خوش قیافه ات كردند

شهرها برج مست می سازند، برج ها بت پرست می سازند
شرق ما حیف، غرب وحشی شد، محو در دود كافه ات كردند

(فكر بال تو را نمی كردند)، روح ترخیص می شد از بدنت
و تو بالای تخت می دیدی، كفنت را ملافه ات كردند

جا ندارند در هبوط خزه، سروها ـ جمله های معترضه ـ
زود رفتی به حاشیه، ای متن، زود حرف اضافه ات كردند

شاعر : عباس احمدی


نوشته شد در 29 آذر 90 ساعت 21:08 علی کریمی نظرات |



دستنوشته های یک حاضر شده محضور