تبلیغات
محــــــــــذور - هوای بعد تو... (برای حسین نعمت اللهی)
محــــــــــذور

دل نوشته های یک: بر حذر داشته شده

خبر چه بود که صد بار زیر و رویم  کرد؟!
بدون فرصت هشدار زیر و رویم کرد؟

اتاق و تخت و سرُم بود و بهت دکتر ها
که ناگهان تب بیمار زیر و رویم کرد

میان ثانیه هایم چه شد؟ نفهمیدم
چه شد که حمله ی افکار زیر و رویم کرد؟

کباب آتش اصرار ها شدم اما...
به روی منقل انکار زیر و رویم کرد

به زیر ملحفه گم شد نگاه او وقتی،
نگاه سرد پرستار زیر و رویم کرد...

شبیه کرم نحیفی شدم به روی زمین
کلاغ درد به منقار زیر و رویم کرد

دلیل شاعری ام را ولی نفهمیدم
هوای بعد تو انگار زیر و رویم کرد
 


پ.ن: شاید پارسال در همین روزها بود که غرق سوگ حسین نعمت اللهی شدیم. لطفا براش یه سوره ی حمد بخونید.  دانــــلــــود


نوشته شد در 22 آذر 91 ساعت 21:21 علی کریمی دیـــــدگاه |



دستنوشته های یک حاضر شده محضور