تبلیغات
محــــــــــذور - قربانی ابراهیم
محــــــــــذور

دل نوشته های یک: بر حذر داشته شده

پیش نوشت: «ادبیات پایداری»، «عید قربان» و «محمد ابراهیم همت» مضامینی است که گره خوردگی آن ها این شعر را به وجود آورد. هرچند دوگانگی زبانی در این شعر هم به چشم می خورد و کمر شعر را از وسط شکسته است. با این حال ارتباط بر قرار کردن بین این سه مفهوم را بر عهده ی مخاطب می گذارم.


حال و روزم برای گریه خوش است

حال و روزم برای قربانی

حال و روزم برای جان دادن

اصلا این را خودت که می دانی

 

اصلا این را خودت که می دانی

چشم هایت مرا پریشانده ست

ردّپای نگاه دیروزت

روی قلبم هنوز جا مانده ست

 

روی قلبم هنوز جا مانده ست

اثر عشق خانمان سوزت

حرف دیروزیَت گره خورده ست

با سکوت عمیق امروزت

 

با سکوت عمیق امروزت

کفر عشق مرا در آوردی

رفته ای از میان ولی دل من

آرزو می کند که برگردی

 

آرزو می کند که برگردی

دست و پایم که بند شیطان است

دست هایت چرا پر از سنگ است؟

شاید امروز عید قربان است

 

شاید امروز عید قربان است

این منم زیر دست ابراهیم

این منم در مقام اسماعیل

محو چشمان مست ابراهیم

 

محو چشمان مست ابراهیم

محو چشمان مست «همت»، من

شاید این جا سکوت باید کرد:

«فاعلاتن مفاعلن فعلن»

 

«فاعلاتن مفاعلن فعلن»،

شرح مبسوط بی قراری ما

در همین جا خلاصه می گردد

ادبیّات پایداری ما

 

ادبیّات پایداری ما

گرچه ابزار دست دولت هاست

منبع لطف و شور اصلی آن

از نفس های گرم «همت» هاست

 

از نفس های گرم «همت» هاست

قصه امروز سنگ و شیطان است

خون من را بریز ابراهیم

نام امروز عید قربان است


نوشته شد در 5 آبان 91 ساعت 20:11 علی کریمی دیـــــدگاه |



دستنوشته های یک حاضر شده محضور