تبلیغات
محــــــــــذور - خروش
محــــــــــذور

دل نوشته های یک: بر حذر داشته شده

چند روزی می شود من را فراموشیده ای

رفته ای با چاره اندیشان همآغوشیده ای

هر چه من در آبروداری مصمّم بوده ام

بیش تر در باب رسوا کردنم کوشیده ای

چشم و گوش و دست و پا را وقف عشقت کرده ام

دست و چشمم را ولی پائیده ای گوشیده ای

من نمی دانم چرا این قدر حسّت می کنم

اشتباها جای کُت شاید مرا پوشیده ای

امشب آیا در زمین باز است طبع شاعران

یا فقط از شیر طبع شعر من دوشیده ای؟

در غزل هایم تویی تنها که غلغل می کنی

شعر من سر رفت از بس در دلم جوشیده ای


نوشته شد در 22 مهر 91 ساعت 16:08 علی کریمی دیـــــــدگاه |



دستنوشته های یک حاضر شده محضور