تبلیغات
محــــــــــذور - رعد و برق
محــــــــــذور

دل نوشته های یک: بر حذر داشته شده

درد ایــن بــــار مـــرا تنـــگ در آغــوش گرفت
رعد و برقی شد و تاب از من مدهوش گرفت
چشــم در چشــم تو افتـــاد و صدایی پیچید
گونـــه ام زیر دو چشمـــان تـرم دوش گرفت


نوشته شد در 18 شهریور 91 ساعت 14:23 علی کریمی دیـــــدگاه |



دستنوشته های یک حاضر شده محضور