تبلیغات
محــــــــــذور - . . .
محــــــــــذور

دل نوشته های یک: بر حذر داشته شده

الک

 

امشب این جا گذر از عشق، الک می گردد

عاشق از ترس الک زهره ترک می گردد

 

این چه سری است که هر بار دلم یاد تو کرد

سهم زخم دل بیچاره نمک می گردد

 

شاید این عادت دیرینه ی اعضای من است

که به دنبال تو از بهر کتک می گردد!

 

کتک از دست تو خوردن چه قدَر شیرین است!

تا ابد بر بدنم نام تو حک می گردد

 

«عاشقم بوده ای» اما چه کنم؟ در دل من

این یقینی است که تبدیل به شک می گردد

 

خواجه بوسهل شدی، با دل پر کینه ولی

گِرد این دار بلا صد حسنک می گردد

...

 

زمهریر

یخ می زنم بدون تو در اوج زمهریر

دیگر نمی سرایمت ای ماه بی نظیر

وقتی میان طبع و زبانم نشسته ای،

از من سراغ شعر جدید مرا نگیر!


نوشته شد در 23 تیر 91 ساعت 20:09 علی کریمی دیـــــدگاه |



دستنوشته های یک حاضر شده محضور