تبلیغات
محــــــــــذور - بس ­که­ گفت...
محــــــــــذور

دل نوشته های یک: بر حذر داشته شده

ضمن تسلیت...

از لابه لای طبعم که این روزا خیلی خشک شده این رباعی روی کاغذ ریخت:

دل­ را شکست از غم دل­ دار بس­که­ گفت

از سرّ عشق با دل بیمار بس­که ­گفت

دیگر نمانده طاقت بی­ دوست سرشدن

"جنت کجاست جز حرم یار؟" بس­که­ گفت...

 

خیلی سخت است .ولی سعی ام را می کنم یک غزل فاطمی بگویم. اگر مولا اجازه دهند... .


نوشته شد در 17 فروردین 91 ساعت 12:39 علی کریمی دیــــدگاه |



دستنوشته های یک حاضر شده محضور